ميرزا محمد حيدر دوغلات

414

تاريخ رشيدى ( فارسي )

انواع فضايل آراسته بود . « 1 » هفت قلم را مىنوشت ، از همه نسخ را بهتر مىنوشت . چند كلام اللّه كتابت كرد و به حرمين شريفين - زادهما اللّه شرفا « 2 » - فرستاد . و نسخ تعليق را نيز نيك مىنوشت . ديوان شعر از تركى و عربى و فارسى داشت و [ در ] علم موسيقى و ادواى « 3 » 330 ورزيده بود و اين زمان در افواه اهل طرب از تصنيفات او هست . الغرض پادشاهى بود مستجمع جمع صفات حميده و در مدت حيات او بخارا كه دار الملك او بود ، جمعيت افاضل و خلايق به حدى رسيد كه ياد از هرات و زمان ميرزا سلطان حسين مىداد و هرچند كه بابر پادشاه و خان ، پيشتر از عبيد اللّه خان از عالم رفتند ، ذكر اختتام كار عبيد اللّه خان بعد از ايشان بايستى ، اما وقايع پادشاه و حكايت خان را به شرح كردن ، تطويل داشت و آن حكايات ديگر به حكايات اوزبك دخلى نداشت . اگر مجمل احوال عبيد اللّه خان به محلش موقوف مىشد ، سخن از پى گرد مىافتاد و اصل حكايت منقح نمىشد . بنابراين احوال اوزبك شيبان الى يومنا ، بر سبيل مجمل نوشته شد . ديگر در اين مسوده به حكايت ( 186 پ ) اوزبك رجوعى نخواهد بود . « 4 » سبب برآمدن سلطان سعيد خان از ولايت فرغانه و متوجه كاشغر شدن در تابستان سنه عشرين و تسعمايه 331 اوزبك شيبان كه در تاشكند بودند كه سردار ايشان سيوينجك خان بود متوجه اندجان شدند . چون خبر به خان رسيد تمام امرا و اهل راى جمع شدند و در آن باب ، ابواب استشارت را در روى اين كار گشادند و به همه ابواب به ديدهء دورانديشى ، عواقب امور و خواتم كار را منظور داشتند . عمّم عرضه داشت نمود كه سلاطين اطراف ، خاكروبه ننگ را از صحن ناموس خود نرفتند و قوت مقاومت ما به كثرت شيبان وافى نيست و آلت مكاوحت ما به عدت ايشان كافى نى . اگر به اين فوج ايشان به مقاتله مقابله نمائيم ، اگر بر وجه دلخواه و دولتخواهان دست دهد ، از شخصى تمام ، دستى را شكسته باشيم 332 و اين شكست موجب انهدام آن شخص نگردد و همچنان مكاوحت قايم و منازعت دايم باشد . و اگر - نعوذ باللّه - امرى غير اين واقع شود ، تدارك ما فايت و تمام قوت ساقط گشته ، عوايد آن به روزگارها عايد نگردد .

--> ( 1 ) . نگ : - و در بحر سخاوت . . . بود . ( 2 ) . نگ : - زادهما اللّه شرفا . ( 3 ) . نب : ادوار / نگ : - ادواى . ( 4 ) . نگ : + فصل سى و نهم .